· انصاف به معنای برابری نیست و به قصد و نیت عامل آن هم بستگی چندانی ندارد.
· ما چون خوشحال هستیم لبخند می زنیم، ما خوشحال هستیم، لبخند می زنیم.
· انتظار مسائل غیر منتظره و ناگهانی را داشته باش.
· افکار سرور آمیز و شاد من، دنیای شادمان مرا خلق می کند.
· اشتباهات، بهترین معلمان ما هستند.
· هیچ وقت نمی توانید همه افراد را از خودتان راضی نگه دارید.
· مردم از روی گفتار شما، در موردتان قضاوت می کنند.
· دلبستگی ها ی دیگران به تو، هیچ وقت نفعی برای تو نخواهد دلشت.
· همه چیز در یک نفر جمع نمی شود.
· فریب اولین احساس و برداشت خود را نخورید.
· از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد دوری کنید.
· اگر سنگ های بستر رودخانه نبود، جریان آب آوازی نداشت.
· شکست به معنی تاخیر است نه باخت.
· منظورتان سخنی باشد که می گویید.
· اگر منتظر پیشامدها باشید به طور باور نکردنی اتفاق خواهد افتاد.
· سکوت، بهترین جواب تمسخر است.
یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ با لب تابش بود. در همین حین، یک روباه او را دید.
روباه: خرگوش داری چیکار می کنی؟
خرگوش: دارم پایان نامه می نویسم..
روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟
خرگوش: من در مورد ایکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب می نویسم.
روباه: احمقانه است، هر کسی می دونه که خرگوش ها، روباه نمی خورند.
خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همین حال، گرگی از آنجا رد می شد.
گرگ: خرگوش این چیه داری می نویسی؟
خرگوش: من دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.
گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟
خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟
خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.
در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته بود.. و در گوشه دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.ـ
نتیجهگیری
هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد
هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامه تان داشته باشید
آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست؟!!!!
نتیجه اخلاقی: وقت شناس باشید !
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد،به استادش گفت: قربان شما واقعا چیزی در مورد این درس می دانید؟
استاد جواب داد: بله،حتما. در غیر این صورت نمی توانستم یک استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم، اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول می کنم،در غیر این صورت از شما می خواهمبه من نمره کامل این درس را بدهید.
استاد قبول کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است، ولی منطقی نیست، منطقی است، ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟
استاد بعد از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل در سرا به دانشجو بدهد. بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت همان سوال را پرسید. شاگرد بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال داری و یک خانم 25 ساله داردازدواج کردید که البته قانونی است،ولی منطقی نیست. همسر شما یک معشوقه 35 ساله دارد که منطقی است و قانونی نیست و این حقیقت که شما به معشوقه ی همسرتان نمره کامل دادید، در صورتی که باید در آن درس رد می شد، نه قانونی است و نه منطقی.
ارباب خودم سلام و علیکم
ارباب خودم سر تو بالا کن
ارباب خودم مردم ایران
بچه ها و پیرا و جوانان
ارباب خودم چشمها رو باز کن
نوروز اومده اخم ها رو باز کن
ارباب خودم خسته نباشی
سالی رو تو پشت سر گذاشتی
ارباب خودم فلفل ریزه
نوروز اومده هوا تمیزه
ارباب خودم عیدت مبارک در سایه ایزد تبارک
نظرات ()